تبليغاتX
عباس غزالی , بهترین بازیگر و مجری دنیا

عباس غزالی , بهترین بازیگر و مجری دنیا

از طریق این وب با آقای غزالی در ارتباط باشین و جواب سوالاتتون رو از ایشون بگیرین

سلاااام..خوبین؟

ولادت امام رضا (ع) رو به همتون تبریک می گیم....عیدتون با یه روز تاخیر مباااااارک!

خبر : آقای غزالی در سریال یک لحظه دیر تر ، اپیزود بیلیارد ایفای نقش کردند . بازیگران این اپیزود : عباس غزالی و هومن سیدی هستن . فیلمبرداری این اپیزود هم تموم شده . این سریال هم از آذر ماه هفته ای دو روز پخش خواهد شد .

و هفته نامه ی جهان سینما با توضیحاتی درباره ی تله فیلم همان نور معروف چاپ شده . من که گیر نیاوردم فعلا..اگه پیدا کردم می گیرم و میارم... اگه تونستید حتما بگیرید .

و اما پاسخ سوالاتتون :

امیرعباس : سلام عباس جان! من جوابم سوالاتم رو چه جوری بگیرم؟؟ چند سوال دیگه آرگ/لانگ شات/گیشه اینا یعنی چی؟؟

اینطور که معلومه واقعا علاقه مندین به سینما(هنر)...به نظر من حتما از طریق دانشگاه اقدام کنید و در این رشته شرکت کنید. و اینکه کتاب های آموزشیش هم در بازار یافت میشه.آرگ نیست . درستش آرک هست . به چراغ های بسیار قوی که نور بسیاری میدن آرک می گن. اون هم باید سر صحنه باشی و در نور پردازی تخصص داشته باشی تا کارش رو بدونی . لانگ شات هم به نمای بسیار باز می گن . در واقع به اندازه نماییست در سینما. گیشه به باجه های فروش بلیط سینما یا تئاتر می گن. و اصطلاحا به فیلم یا نمایشی که خیلی پرفروش باشه و پر طرفدار باشه می گن این فیلم تو گیشه بسیار موفق بوده یا فلان فیلم گیشه ای است! 

سعیده : سلام دوستان! خوبین؟! واقعا خبر خیلی بدی بود آخه آقای غزالی بوم سفید که بدون شما اون انرژی همیشگی رو نداره؟ آخه چرا دارین میرین؟؟؟؟ من و همه ی بوم سفیدی ها بوم سفید رو با حضور شما می خوایم. اگه میشه هر چه زود تر دلیل رفتنتون از برنامه رو برامون بنویسین ممنون

قطعا شما هم اگر دلیل رفتنمو بدونید با من موافق خواهید بود . و اینو بدونید که اگه تا الان بودم فقط و فقط به خاطر بوم سفیدی های عزیزی مثل شما بوده . و اگر دلیلشو نمی گم برای اینه که خیلیا مثل شما با این برنامه دارن زندگی می کنن. به هر حال ممنون

سعیده : آقــــــــــــــــــــــــــای غـــــــــــــــــــــــــزالـــــــــــــــــــــــــــی اگه شما از بوم سفید برین دیگه بخش نمایش مزه ای نداره اگه شما از بوم سفید برین دیگه کسی نیست به ما سلام هش هشتی بکنه اول برنامه اگه شما از بوم سفید برین دیگه کسی نیست اول بخش مهمان بگه شما از این به بعد یه بوم سفیدی اصل هستین اگه شما از بوم سفید برین دیگه کسی نیست تا نقش بابا بزرگ بخش نمایش رو اجرا کنه اگه شما از برنامه برین دیگه بخش نمایش ماهیگیر ساده لوح نداره

مرسی که به این دقت برنامه رو دنبال می کردین . و من ایمان داشتم که شما بینندگان ، اصل هستینو ریز بین . و به خاطر همین همیشه انرژی داشتم . اما در جوابتون گفتم...محبت دارین.

عسل : سلام...آقا عباس شما درستون چه جوری بود تو دبیرستان؟؟؟؟؟لطفا جواب بدیدپ

توی دبیرستان خوب بود . اما اگر تمام وقتمو می ذاشتم عااااااااالی می شد . اما چون بازیگری می کردم دائم سر کلاس نبودم . نمره ی قبولی رو می گرفتم راحت . مرسی

لیلا : ممنون از توجه شما. یه نکته راجع به تله فیلم "ابی سی دی" هست که حیفم اومد نگم. به نظرم فیلمنامه ی فوق العاده ای داره و شخصیتها اصلا توشون زائد پدا نمی شه. خواستم بگم به نظرم دلیلش اینه که دو نفر با هم فیلمنامه رو نوشتن. در حالیکه تو ایران بیشتر وقتها همه ش یه نفره و خیلی وقتها هم خودش کارگردانه. خوب به نظر شما در این صورت آقای کارگردان-نویسنده از کجا باید متوجه عیبهاش بشه؟  این فرمول صددرصدی نیست اما کره یا هالیوود خیلی وقتها نویسنده ها دو یا سه نفرن. کارگردان "ارباب حلقه ها" به کمک دونفر دیگه فیلمنامه شو نوشت. سریال "امپراطور دریا" دو نویسنده و دو کارگردان داشت. این یعنی کاری رو که تو ایران یه نفر انجام می ده چهار نفری انجام می دن! اینه که اونا تو یکی دو سال تموم می کنن و ما تو هفت هشت سال. البته سوای در نظر گرفتن مشکلات مالی. چه خوب بود اگه روحیه ی کار تیمی رو تو خودمون تقویت می کردیم.

مرسی از نظرتون . اما یک تیم واقعا باید هم فکر و انعطاف پدیر باشن . در غیر این صورت راهی به جلو نخواهند برد . ممنون

امیر عباس : سلام عباس جان! شما با رفتنت همه برنامه های من و دوستم رو که قرار گذاشتیم و نقشه کشیدیم که چه جوری میتونیم شما رو ملاقات کنیم رو خراب کردین من از یه طریق دیگه قرار بود شما رو ببینم و دوستم قرار بود به استدیو بوم سفید بیاد. اما شما همه چی رو خراب کردی اصلا امکانش نیست که برگردی؟؟

دیگه شرمنده . از برنامه هاتون خبر نداشتم !! مرسی...

نوشین : یه سوال:میشه آقا عباس هرچی فیلم و سریال و تله فیلم کار کرده رو بگه؟!؟!! البته تئاتر ها رو نمیخوام فقط فیلم و سریال و تله فیلم ها

تله فیلم ها : نسیم شمال باد جنوب ، آخرین نامه ، تب عشق ، پدر کاغذی ، ابی سی دی ، نشانه ها ، شاید دوست شاید دشمن ، تلالو ، روز بعد خوشبختی ، سفارت ، معبد جان ، می تونه آخریش باشه، از علی تا رضا ، همان نور معروف ... و سریال ها : انتظار سرخ ، زمان شوریدگی ، یونس ، مطلوم اول ، داستان یک شهر "یک اپیزود" ، "۳،۵،۲" ، ماه محبوب خدا ، غنچه های سحر ، آنها که مانده اند ، خبرنگار ، یوسف پیامبر ، رستگاران ،هفت آسمان ، ستارگان زمینی ، یک خط سفید ، یک لحظه دیر تر "اپیزود بیلیارد"

امیرعباس : سلام یه سوال داشتم آفیش یعنی چی؟؟

به برنامه ی یک روزه فیلمبرداری که در یک کاغذ مکتوب میشه آفشی گویند...و برای ورود به صدا و سیما باید آفیش شید تا برید داخل . یعنی باید در جریان باشن و اسمتونو از قبل داده باشن و آفیش شده باشید .


و هنر عکس سازی شما :

همه ی عکس ها از لیلا...خیلی ممنون...




اینم از پست امروز. ممنونیم از عکسای قشنگتون...و کسایی که عکسشونو نذاشتیم تو پست های بعد حتما می ذاریم .

تا آپ بهد خدانگهدار و عیدتون باز هم مبارک...

فعلا

نوشته شده در شنبه نهم آبان 1388ساعت 23:26 توسط هنگامه و پگاه| |
به نام خدای مهربون ، مهربونای روی زمین سلام ، بوم سفیدی های عزیز سلام ، ایرانیای مقیم خارج سلام و یه سلام توپ ، پر انرژی ، سفارشی ، مخصوص ، شماره دویی ، هش هشتی یعنی هشتادو هشتی به همه ی فارسی زبونای دنیا ، فارسی زبونای جهان ، هیچ فرقی نمی کنه ، به هر کسی که توی این لحظه نشسته و داره......

من اینجا گفتم ، اونجا گفتم ، همه جا گفتم که ....

مسابقه ی تلفنی : هش هش ، هف هف ۰۹۵۲ ، هش هش ، هف هف ۰۹۴۱ همچنان شماره تلفن های برنامه ی ......

من همیشه توی بخش میهمان یه جمله ی معروف می گم و اونم اینه که : شما از این لحظه یه بوم سفیدی اصل هستین

اصل { آخه تقلبیش توی بازار اومده }

نی نی بوم و نی نی مانع های شیطون

بخش ایمیل خوانی : می دونم که گوش به ایمیلید که ایمیلتونو بخونم

بعدشم می دونید که من همیشه و به موقع خوندم ، نخوندم ؟ { با تغییر صدا و همون لحن معروف }

بیب بیب ، بوق بوق ، ترافیک

به سرعت نور ، برق ، باد ، گرد باد ، فشفشه ، بخش بعد

و کلیپ های مختلف که همشون یادگاری و خاطرست

نمایش ها : ماهیگیر ساده دل 

 

 بابا بزرگ بوم سفیدی

 

 وجدان

 

معمار بوم سفیدی و .....

خب چطور بود ؟ خوب بود ؟ بدک نبود ؟ اِممممممممممممممم

چه زود رسیدیم به بخش پایانی ، دلمون تنگ می شه که ، ولی عیبی نداره هفته ی آینده دوباره بر می گردیم ........

حالا واقعا هفته ی آینده آقای عباس غزالی در برنامه ی ..... حضور خواهند داشت ؟

کلیپ پایانی :

وقتشه بگی دوست دارم خدا.....

تو خودت با خبری از دل ما.....

بگی ای که تا همیشه با منی.....

منم و یه دنیا حرف گفتنی....

وقتشه بگی دوست دارم خدا.....

تو خودت با خبری از دل ما.....

بگی ای که تا همیشه با منی.....

منم و یه دنیا حرف گفتنی....

 

نوشته شده در جمعه یکم آبان 1388ساعت 17:40 توسط هنگامه و پگاه| |
سلام دوستای عزیز .

اینم پاسخ سوالات و نظرات . البته به غیر از نظرات پست آخر ... 

رضا : حتما . حجم عکسا بسیار بالاست . باید کم شه . سر فرصت . تا آخر این ماه حتما .

سعیده : سلام . مرسی . دعاتون کردم . امیدوارم . شما هم از دعاتون فراموشم نکنید . ممنون

سعیده : نه دیگه . الان در حال حاضر تهرانم که دارم سوالاتونو جواب میدم!

نوشین : از قسمت 1 تا 11 تا موقعی که یوسف داخل چاه میفته . 7 ماه اول فیلمبرداری این فیلم 4 ساله با ما آغاز شد . یعنی 5 سال پیش . حتی عباسم نی نی بود اون موقع ! تب عشق : نه متاسفانه . مشکل پخش پیدا کرد . و به دلایلی قرار بود هیچ وقت از هیچ رسانه ای پخش نشه . اون هم برای 4 سال پیشه . من هم که شنیدم شوکه شدم تا اینکه آنونسشو دیدم .

لطیفه : بله . باز هم با خانم کیانی همکار شدم . و به نظرم در این فیلم بهترین نقش زندگیشونو ایفا کردن . ممنون از صداقتتون . حضور همه در این وب صادقانست . مرسی . نایب الزیاره بودم . خب حتما زیاد عوامل رو نمی شناسید وگرنه همه صاحب نظر و حرفه ای هستن . از جلو و پشت دوربین . همه . شما هم موفق باشین همیشه . ممنون

سپهر : سلام . در خدمتم . محبت دارین . 1 : کمی مشکلات حل شه و سرم خلوت و مانع حرفه ی بازیگریم نشه چرا . بدم نمیاد . 2 : خیر . 3 : خیر متاسفانه . البته  بعد از پدر و مادرم . قصد دارم مادر و پدرمو راهی این سفر خدایی کنم . بعد . 4 : کم نه . متوسط. اما به این معتقدم که اول خدا بعد خدا بعدشم خدا . باید خدا بخواد . گه بخواد همه چیز حتی اون چیزی که  اسمشو شانس می ذاری بله در خونتو می زنه . بله و من فکرشو می کردم . و گرنه خیلی وقت پیش باید توی این راه  سخت و طولانی کم میاوردم و ول می کردم . اما ایمان داشتم ادامه دادم . مرسی . موفق باشین . ممنونم .

لطیفه :  خب اگر هورا داشت پس هورا که اول شدین در قسمت سوم نظرات .

لیلا : مرسی از راهنماییتون . این بحث بسیار مفصله . به هر حال ممنون .

لطیفه : متولد 14/11/1363 . تایمش نه . اما از 4 تا برنامه به 3 تا در هفته تبدیل خواهد شد . حالا چی بشه و کی بشه خدا می دونه.

لیلا : واقعا اون دو عکسی که ساختین و تو وب هست ،  عکس رستگاران خیلی خیلی خوبه و خیلی خوشم اومد خیلی ممنون و اون یکی عکس هم خیلی خوب و هنرمندانست و ممنون و تبریک...آفرین . هنرمندانه و عالی . مرسی و تبریک .

سارا : مرسی

سعیده :  ممنون . مرسی .

نوشین : از شما هم ممنون . موافقم . ممنونم . منتظر هنرنمائیتون هستم . ممنونم .

غزاله : واقعا من همیشه ممنون زحمات و لطف بی اندازشون هستم . کارشون حرف نداره . عالییه . و واقعا از بین همه ی وبلاگ هایی که دیدم ، ارزنده تر و جامع تره . و بسیار خوش ذوق و خوش قریحه هستن . من هر وقت ، وقت کنم نت میام و اول ز همه به وب سر می زنم تا جواب نظرات و سوالاتو بدم . گاهی که وقفه میفته و نمیام واقعا سرم شلوغه و درگیر کار و فیلمبرداری هستم و واقعا از همه عذر خواهی می کنم . ممنون .

نوشین : خواهش می کنم . من که همیشه خوندم ( با اون لحن معروف )  نخوندم ؟

امیر عباس : سلام . میزانسن به چیدمان بازیگران و حرکاتشون در صحنه تئاتر و فرقی نمی کنه سینما و تلویزیون گفته می شه .  یعنی به تمام حرکاتی که یک بازیگر در حال بازی یک صحنه  انجام میده میزانسن می گن . و اصولا در تئاتر کاربرد بیشتری داره چون ممتده و دائما بازیگران در حال جا به جایی هستن و در حال تغییر جا و نقطه هستن . دکوپاژ : مخصوص کار تصویریه . به حرکات دوربین و اتصالات پلان ها به هم برای تشکیل یک سکانس دکوپاژ می گن که بر عهده ی کارگردان فیلمه و از پیش طراحی شدست . ممنون از نظرت .

لطیفه :  خواهش می کنم . ممنون . محبت دارین .

مینا : از شما ممنون که به این وب سر می زنید .

نوشین : مرسی . همواره به من انرژی میدین . ممنون

افشین : مرسی از نظرت و شعر زیبات

آوا : سلام . بله . ساخته ی دو خواهر هنرمند است که وقتی من هم دیدم مثل شما گفتم : واقعا وب خود منه؟! ممنونم . خیلی به پدر سلام برسونید . در مورد لینک هم دو خواهر انجام میدن ! به هر حال ممنون که سر زدین .

مهتاب : سلام . ممنون از نظرت . لطف داری . وقت بشه حتما و مرسی

... : سلام . خوشحال می شم خودتونو معرفی کنید . مرسی دوست من .

لطیفه : به غیر از ارسیا و اشکان ما بقی مجردن...

سیمین و سروه : دلیلشو به موقع می گم . نمی خوام الان رفتنم از بوم باعث ضعف برنامه بشه . بعد یه مدت که رفتنم عادی شد و رفتنم محسوس بود دلیلم رو خواهم گفت و مطمئنن هر کسی جای من بود همین کارو می کرد و حق رو به من می داد .

 

کسی هست پاسخ سوال و نظرشو نگرفته باشه؟!!


و هنر عکس سازی شما :

عکس های زیر از لیلا...خیلی خیلی ممنون برای کار عالیتون :




دو عکس زیر هم از نوشین...بازم ممنون...عکسای دیگتو تو پست های بعد می ذاریم...خیلی ممنووون


عکس زیر هم از سعیده. بازم ممنون...

اینم از آپ امروز....ممنون از عکسای قشنگتون...

 

تا آپ بعد فعلا

نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 23:30 توسط هنگامه و پگاه| |

سلام..خوبین؟خوشین؟

عباس غزالی : برای همیشه از بوم سفید رفتم...

 و ایشون گفتند دلیلشو بعد برای همه ی بوم سفیدی های عزیز خواهند گفت...

توضیحات کار ها و فعالیت اخیر آقای غزالی از زبون خودشون :

من از بین پیشنهاد هایی که داشتم "می تونه آخریش باشه" رو پذیرفتم .  یه نقش کاملا متفاوت . که خدا رو شکر خیلی هم راضیم . چون در حال تدوینه و می دونستم فیلم خوبی می شه . و نقشم هم بسیار عالی شده . و اسم کاراکتر من هم کریمِ .

 سکانس های من اول فیلمبرداری شد تا به فیلمبرداری تله فیلم "از علی تا رضا" برسم . با اتمام نقشم و فیلمبرداری ، فردای اون روز به مشهد رفتم و ۱۱ روز مشهد بودم . و این فیلمو فقط و فقط به خاطر امام رضا و بعد ملاک های اصلی بازیگریم در هر فیلم پذیرفتم . یعنی در درجه ی اول به خاطر خود امام رضا بود .

وقتی که برگشتم قرارداد فیلم "همان نور معروف" رو امضا کردم . با نوشته ی سعید نعمت الله عزیز . که وقتی مشهد بودم نقش رو بهم پیشنهاد کردن و توضیح دادن . و با تهیه کنندگی آقای شفیعی برای چندمین بار . که نقش بسیار متفاوتی رو به من سپردن . با همکاری : سروش صحت ، آرش مجیدی ، مریم کاویانی ، عباس امیری و ... .

پیشنهاد ۳ کار سینمایی ، ۱ سریال و ۱ تله فیلم رو هم دارم  که به غیر از تله فیلم که رد کردم اگر سریال تداخل نداشته باشه می پذیرم و از سینمایی ها هم که هر ۳ ارزنده هستن در صورت تداخل نداشتن ، اونا رو هم خواهم پذیرفت . اما هر ۳ تقریبا اوایل آبان ماه کلید می خورن . فعلا هیچ کدوم جدی نیست ؛ چون قراردادی امضا نشده و در حال مطالعه ی جدی و تصمیم گیری هستم.....التماس دعا!

 

همین...پست بعد هم پاسخ نظرات و هنر عکس سازیه و آقای غزالی به همه ی نظرات جواب دادن...نه فقط سوالات..منتظر باشید...عکس هم طی این ماه از کار های جدید ایشون خواهیم گذاشت ...

و یه نکته : هر گونه کپی برداری از مطالب و عکس های این وب ممنوع می باشد!!

تا آپ بعد خدانگهدار!

نوشته شده در جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 9:43 توسط هنگامه و پگاه| |
سلام دوستای گل..خوبین؟

امروز با عکس اومدیم فعلا..جواب سوالاتتون و اطلاعات بیشتر درباره ی کار های جدید آقای عباس غزالی در آپ های بعد خواهد بود...و یه خبر هم اینکه آقای غزالی برای فیلمبرداری فیلم از علی(ع) تا رضا(ع) به مشهد رفته بودن و فیلمبرداری تموم شده و بر گشتن! تو آپ های بعداطلاعات بیشتری از این فیلم میدیم!

 بوم سفید و نردبان (البته جدید نیست) :










هنر عکس سازی شما :

عکس اول از لیلا....خیلی خیلی مرسی و ممنووووون...

عکس های زیر هم از نوشین : خیلی ممنون...




همین فعلا!

منتظر آپ های بعد باشید..

ممنون دوستان بابت عکسا و خلاقیتتون......خیلی ممنون..

التماس دعا

فعلا

نوشته شده در سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 0:10 توسط هنگامه و پگاه| |

 سلام دوستای گل...عیدتون مبارک!!

اطلاعات زیر برای فیلم می تونه آخریش باشه ست که آقای عباس غزالی هم در این فیلم ایفای نقش کردن . و در مجله ی سروش چاپ شده . حتما بگیرید . توی این شماره از مجله ی سروش اطلاعاتی درباره ی نردبان به همراه عکس(که عکسو گذاشتیم) و تله فیلم روز بعد از خوشبختی  هست..بگیرید و بخونید...ما می ذاشتیم زیاد طولانی می شد و البته زیاد راجع به آقای غزالی نبود....

جمشید محمودی بعد از فعالیت در چندین فیلم و سریال تلویزیونی به عنوان دستیار کارگردان و برنامه ریز ، اولین فیلم تلویزیونی خود را با عنوان "می تونه آخریش باشه" جلوی دوربین برد . این فیلم ، داستان دو دزد خرده پا به نام های بهادر و کریم را به تصویر می کشد که در روز تولد دختر بهادر تصمیم می گیرند ماشینی را سرقت کنند که در هنگام سرقت ماشین اتفاقات تلخی برای آنها رقم می خورد ....

تهیه ی این فیلم بر عهده ی نوید محمودی است که برنامه "نردبان" از جمله کار های او به شمار می رود . در این فیلم که تصویربرداری آن از هفته ی گذشته در خیابان بهار آغاز شده است ، بازیگرانی چون رامین راستاد ، لیندا کیانی ، عباس غزالی ، مریم پیربند ، علی محمدی ، غفور صدرخسروی ، حسن خانساری ، حمید ابراهیمی و علی اوسیوند به ایفای نقش می پردازند . دیگر عوامل این فیلم عبارت اند از : نویسنده : جمشید محمودی ؛ مدیر تصویربرداری : علیرضا رنجبران ؛ مدیر تولید : پیمان حمیدی ؛ مدیر برنامه ریزی : امیر عزیزی ؛ دستیار اول کارگردان : پوریا پوررحیم ؛ تدوینگر : محمد حسام فردی ؛ صدابردار : سیامک نیازی ؛ طراح صحنه : پیام موسوی ؛ طراح چهری پردازی : محسن دارسمج ؛ منشی صحنه : فاطمه فاضلی ؛ مدیر تدارکات : مهدی پیله وریان ؛ بدلکار : شهرام فاضل ؛ جلوه های ویژه : عباس شوقی ؛ عکاس : فتاح ذینوری .

و این عکس هم از نردبان :

همین!

تا پست بعد خداحافظ!!

 

نوشته شده در دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 23:50 توسط هنگامه و پگاه| |
سلام دوستای گل...خوبین همه ؟

نماز و روزه هاتون قبول باشه....

اول یه خبر : آقای غزالی بعد اتمام تله فیلمی در تهران (می تونه آخرش باشه ) برای کار جدیدشون به مشهد رفتن و الان مشهد هستن....اطلاعات بیشتر از این دو تله فیلم تو پست های بعد هست...

و اینم پست دوم پاسخ سوالات!!و البته هنر عکس سازی شما!

مریم و آسیه احمد زاده : داداش عباس شما اون زمانی که آقای اسمعیلی برنامه ی نیم رخ اجرا می کردن به شما پیشنهاد شد.یعنی سال 74-75؟؟؟؟؟؟؟؟؟و اینکه آقای حبیب احمدزاد(نویسنده ی فیلمنامه فیلمهایی مثل اتوبوس شب ، دکل و غیره وشطرنج با ماشین قیامت . می شناسیدشون؟؟؟؟
ایشون عموی ما هستن و اینکه من و خواهرم چندین فیلم کوتاه درست کردیم که تو مرحله ی استانی مقام آورده ولی می خواستم ببینم کار کارگردانی سخت تر از بازیگریه؟؟؟؟چون من هم تئاتر رو دوست دارم و کارگردانی کدومشون بهتره؟؟؟؟؟؟و عموم هم خیلی تشویقمون می کنه که فیلم سازی رو ادامه بدیم نظر شما چیه؟؟؟؟؟؟؟؟

اگه منظورتون پیشنهاد نیم رخه که نه . اگه بوم سفیده که بازم نه . نخیر . نمی شناسمشون . اِ اِ اِ ؟چقدر خوب . موفق باشید و پس خیلی خوب می تونه راهنماییتون کنه . هر کاری سختیه خاص خودشو داره . نمی شه و نباید قیاس کرد . و نمی شه گفت کدومشون بهتره . هر کدومو که علاقه داریو انتخاب کنی بهتره  . همین !

سعیده و شیما : آقای غزالی ازتون دعوت می کنم به وب من و دوستم شیما باجگیران بیاین و نظرتون رو بگین و بگین ما توی مسابقه ی وبلاگ نویسی موفق میشیم؟

وب خوب و قشنگ و با نمک و خوش ساختی دارین . نمی تونم بگم برنده میشین یا نه . چون انتخاب سلیقه ایه . اما از نظر من وب بسیار خوبیه . خسته نباشید . موفق باشید .

لطیفه :  من مي تونم بيام استديو ؟؟؟؟؟؟؟

با امور مخاطبان صحبت کنید و ایشالله که بشه .

سیمین و سروه : آقا عباس آقای بومک کی هستن؟اسمشون لطفا

اسم کوچیکش منصور . فامیلشو یادم نیست . خواهش می کنم .

الهام : سلام دوستان و سلام آقای غزالی این اولین باره که به وبتون اومدم و وبتونو دیدم.خیلی وب قشنگ و پر محتوایی دارین.خسته نباشید بچه ها و آقای غزالی ممنون به خاطر ارتباطی که با ما هواداراتون از این وب برقرار کردین. چند تا سوال داشتم ازتون : این چند وقت تئاتر کار نمی کنید؟ و ببخشید این سوالو می پرسم اما نسبتتون با هنگامه و پگاه چیه؟ و امیدوارم جواب سوالامو بدین ممنونم از شما دوستای گل و آقای غزالی به خاطر وبلاگ قشنگتون.بازم سر میزنم.یاعلی
(یه تیکه از سوالتو که خواستی جوابشو بهت میل کردم )

سلام . خواهش می کنم . وظیفست . مرسی . نسبتمون طرفدار و دوستان با محبتی که ۱ بار هم منو از نزدیک ندیدن ! خواهش می کنم . علی مدد .

نوشین : یکی بخواد مجری بوم سفید بشه!قبلا هم هیچ کاری نکرده باشه!چی جوری میونه مجری بوم سفید بشه؟

باید گزینش مجری بشه و تست گرفته بشه و برای این برنامه یعنی بوم سابقه ی مجری گری برنامه ی زنده هم باید داشته باشید .

نوشین : سلام آقای غزالی عالی بود! گریمتون هم خیلی قشنگ بود فک کنم یه بچه مایه دار باشین درسته؟؟

سلام . مرسی . لطف دارید . مرسی . نه . بچه مایه دار نیستم . فقط می تونم بگم ۲ ساعت گریممه . و کاملا متفاوت . همین .

نوشین : یکی هم یه درخواستی داشتم! برای برادرتون که وب ساختم! آیا دیدن کردین؟؟قشنگه؟؟ یا هنوز خیلی کار داره تا خوب بشه؟

از نظر من خوبه . خوب باید به هر حال از جایی شروع بشه . و نظر خود برادرم هم اینه که می گه : خوبه . مرسی


این از پاسخ سوالات . و این هم هنر عکس سازی شما :

عکس اول از لیلا ...خیلی خیلی ممنون .

و این بقیه ی عکسا هم از نوشین . بازم ممنون ...خیلی ممنون...

 




اینم از این آپ . همین دیگه !

التماس دعا

تا آپ بعد خدانگه دار

نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 22:45 توسط هنگامه و پگاه| |
دلتنگ ‌براي ‌كانون
 
            
با اجراي برنامه «نردبان» او را شناختيم. در سريال‌هاي متعددي ايفاي نقش كرد اما آنگونه كه در «رستگاران» ديده شد، در سريال‌هاي ديگر به چشم نيامد

«محسن» شخصيتي بود كه شايد نسبت به شخصيت‌هاي ديگر داستان كمتر بازي داشت اما همان مقدار كه وارد قاب تصوير مي‌شد، دلهره و نگراني را براي خواهرش «پونه» و بيننده به ارمغان مي‌آورد. «عباس غزالي» ايفاگر نقش «محسن» يكي از هنرجويان كانون فرهنگي تربيتي حر است.  

 به گفته خودش تنها محلي كه توانست او را با بازيگري و دنياي هنر آشنا كند، كانون حر بود. مركزفرهنگي قديمي در منطقه ما، حاشيه ميدان راه‌آهن. «از كودكي علاقه‌مند به بازيگري بودم و اين علاقه‌ام را با تقليد از برخي هنرمندان مانند مرحوم «منوچهر نوذري» در مسابقه هفته يا شخصيت «آقا تقي» در سريال «آينه عبرت» نشان مي‌دادم.

نمي‌دانستم كه بازيگري خلق شخصيت است. شخصيتي كه ممكن است حتي وجود خارجي هم نداشته باشد. در خانواده و اقوام و آشنايان هيچ فردي را نداشتم كه مرا راهنمايي كند. علاقه‌ام به بازيگري روز به روز بيشتر شد تا در مدرسه شهيد كدخدايي كه دوره راهنمايي را آنجا گذراندم، اطلاعيه گروه تئاتر مدرسه نظرم را جلب كرد.

 روز موعود حدود 70 يا 80 نفر به نمازخانه آمدند و مربي تئاتر كه بعدها متوجه شدم او از مربيان كانون حر است مشغول تست گرفتن از بچه‌ها شد. از ميان اين گروه 30 نفر انتخاب شدند و من نيز جزو آنها بودم. بعد از چند روز تست ديگري از علاقه‌مندان گرفته شد كه خوشبختانه در ليست 15 نفره كاراكترهاي نمايش «مقصران بي‌گناه » بودم.

 تمرين‌ها آغاز شد و خوشحال از اين كه توانستم در گروه نمايش حاضر شوم. از همان كودكي يك حس عجيبي در وجودم بود كه هنوز هم با من است و آن هم تمركز فوق‌العاده روي كار است. وقتي روي سن يا جلوي دوربين هستم، غرق در ايفاي نقشم و اصلاً متوجه اطراف يا تماشاچي نيستم. »

بازي در نمايش مدرسه، عباس غزالي را به رقابت‌هاي استاني و بعد كشوري رساند و توانست در رقابت‌هاي كشوري موفق به كسب رتبه اول در بازيگري شود. بازي نوجوان 12ساله مدرسه راهنمايي كدخدايي مورد پسند داوران جشنواره قرار گرفت. يكي از داوران، «سيد جواد‌هاشمي» مسئول هنري كانون حر بود كه او را تشويق به حضور در كلاس‌هاي بازيگري كانون حر كرد. 

 شاگرد كلاس اول راهنمايي از اين پيشنهاد در پوست خود نمي‌گنجيد. پسربچه شيطان مدرسه كه شايد ديوار راست را بالا مي‌رفت، حالا ديگر براي تعطيلي مدرسه لحظه‌شماري مي‌كرد تا خود را به خانه برساند و پس از صرف ناهار، راهي ميدان راه‌آهن شود: «تا آن زمان بارها از ميدان راه‌آهن به همراه خانواده گذر كردم اما هيچگاه متوجه كانون فرهنگي تربيتي حر نشدم.

 زماني كه با اين كانون آشنا شدم، از ساعت 3 سركلاس مي‌رفتم تا 7 بعدازظهر و پس از آن هم از زمين فوتبال استفاده مي‌كردم و ساعت 8 يا 9 به خانه برمي‌گشتم.» غزالي در خانواده‌اي رشد كرده كه خوشحالي و موفقيت برايشان با اهميت بوده و خانواده مانع حضورش در كانون نبوده است:

 «خانواده‌ام به خصوص مادر از خوشحالي‌ام خرسند بود و در مورد من به يك اعتماد رسيده بود و مانع فعاليت‌هاي هنري‌ام نمي‌شد. اگر جز اين بود، شايد سرنوشتم كاملاً متفاوت مي‌شد. مادرقوت قلبم بود و در همه جاي زندگي، لطف خداوند شامل حالم شد. » او خاطرات كودكي را به خوبي به ياد مي‌آورد و حضور در خيابان آذربايجان يكي از خاطرات شيرين كودكي‌اش است:

«چون از شهر ري به منطقه 11 آمديم، در كودكي برايم اين منطقه بالاي شهر محسوب مي‌شد. كلاس چهارم دبستان را در مدرسه امام سجاد(ع) تقاطع كارگر ـ جمهوري ثبت‌نام كردم و برادر بزرگ‌ترم در دبيرستان اسدآبادي ثبت‌نام شد. هفته اول مدرسه، هنوز خانه ما در خيابان آذربايجان بالاي ميدان پاستور آماده نبود و من و برادرم مجبور بوديم مسافت طولاني را طي كنيم.

 روز اول به همراه مادر و پدر به مدرسه آمدم. حضور در دبستان امام سجاد¨ع© برايم بسيار خوشايند بود. شايد يكي از دلايلش پول توجيبي‌ام بود كه افزايش يافت و از روزي 5 تومان به 50 تومان رسيد، من مي‌توانستم پفك و پيراشكي را به دلخواه و هر تعدادي كه خواستم تهيه كنم و مجبور نبودم براي تهيه ورقه امتحاني، از خوراكي‌هاي مورد علاقه‌ام صرفنظر كنم.» غزالي از محله خاطرات بسياري دارد و معتقد است حضور در منطقه 11 يكي از شانس‌هاي زندگي‌اش بوده زيرا با كانون حر و فعاليت‌هاي هنري آشنا شد و توانست در مسير علايق‌اش گام بردارد.

 شيطنت‌هاي دوران نوجواني در مدرسه راهنمايي كدخدايي به قدري بود كه باعث شد 2 بار آسيب جدي ببيند: «در حياط مدرسه گانيه و قلعه زياد بازي مي‌كرديم. هنگام بازي گانيه وقتي يكي از افراد تيم مقابل را در گوشه‌اي از حياط محبوس كردم، همشاگردي‌ام فرار كرد و من محكم به ديوار آجري مدرسه برخورد كردم.

 صورتم غرق خون شد و تا مدتي همه تصاوير را به قول سينمايي‌ها اسلو آرام مي‌ديدم.. با مربي پرورشي‌ام آقاي اصفهاني به درمانگاه رفتيم و سرم بخيه خورد. از آن پس آرام‌تر شدم. پس از پايان دوره راهنمايي، زمان دريافت كارنامه از مدير مدرسه، آقاي قلنجي به شوخي از من خواست تا ديگر به مدرسه نروم، » علاقه به ورزش فوتبال  او كانون حر را در شناسايي و پرورش استعدادش بسيار مؤثر مي‌داند و معتقد است:

 «من هيچ اطلاعي از كلاس‌هاي بازيگري نداشتم. كانون حر براي نوجواني با علاقه و پشتكار من بسيار مناسب بود. سيد جواد‌هاشمي استعداد مرا كشف كرد و مرا به اين كانون راهنمايي كرد. بعدها در كلاس‌هاي خودش شركت كردم و بسيار آموختم و موفق شدم سال‌ها در نمايش «يتيمان كوفه» او را همراهي كنم.

 مزيت ديگر كانون حر، وابسته بودن آن به آموزش و پرورش بود و همين امر اعتماد خانواده‌ها را جلب مي‌كرد. در آن روزگار كه هيچ اطلاعي از بازيگري نداشتم، اگر با كانون حر آشنا نمي‌شدم شايد سرنوشتم جور ديگري رقم مي‌خورد. كانون براي حضور من و بسياري از هنرجويان مناسب بود. علاوه بر آموزش و تمرين، فضاي ورزشي برايم بسيار دلچسب بود.

در نوجواني علاقه بسياري به فوتبال داشتم. علاقه به حدي بود كه روي آسفالت خيابان برگردان مي‌زدم و اين نيازم نيز در كانون با حضور در زمين چمن و بازي با دوستان پاسخ گفته مي‌شد. اما الان كه به آموزش‌هاي آن زمان نگاه مي‌كنم، مي‌بينم در زمان‌هايي به تكرار افتاده بوديم. جز چند مربي، از حضور مربي‌هاي متخصص ديگر محروم بوديم و تنها از كلاس‌هاي چند نفر بهره مي‌برديم.

به شخصه كانون حر را تا پايان دوره دبيرستان ترك نكردم. با اينكه منزل ما ازخيابان آذربايجان به بهارستان منتقل شد اما به خاطر حضور در كانون، دوره دبيرستانم را در مدرسه پاسداران اسلام گذراندم و در آنجا نيز فعاليت داشتم. اما شايد در سال‌هاي آخر، بيشتر از فضاي كانون و سالن تمرين استفاده مي‌كرديم و به دانش و اطلاعات مان در زمينه بازيگري چيزي اضافه نشد.» او معتقد است:

«كانون‌ها چون زير نظر آموزش و پرورش يا شهرداري اداره مي‌شوند، براي خانواده‌ها مورد اعتماد هستند و بايد در هر منطقه احداث شوند تا كودكان و نوجوانان مستعد، استعدادهايشان شكوفا شود. از سوي ديگر كانون‌ها بايد مربيان متخصص و كارآمد در اختيار بگيرند تا به تكرار نيفتند و افراد به صورت حرفه‌اي كلاس‌ها را دنبال كنند. ممكن است هزينه حضور استادهاي متخصص زياد باشد، اما بايد نهادها اين مبالغ را تأمين كنند تا افراد از محضر اين اساتيد بهره‌مند شوند.»

 ترديد در انتخاب غزالي استعداد خوبي در زمينه فوتبال داشت و ميان انتخاب بين بازيگري و فوتبال مردد بود و در نهايت بازيگري را انتخاب كرد: «هميشه بعد يا قبل از كلاسم فوتبال بازي مي‌كردم. اگر بازيگر نمي‌شدم، حتماً كاپيتان تيم ملي بودم، هنوز هم به فوتبال علاقه‌مندم و وقتي مشغول كار نيستم، حتماً با دوستان و اقوام فوتبال بازي مي‌كنم.» حضور مستمر او در محله باعث شد تا محمد درمنش او را براي بازي در سريالش انتخاب كند:

«براي حضور در سريال «انتظار سرخ» انتخاب شدم و بايد در كنار بازيگراني چون مهدي فقيه، جهانگير الماسي و شراره يوسف‌نيا بازي مي‌كردم. كار در تهران و كاشان تصويربرداري شد. كار سختي بود. اولين حضورم در كنار بازيگران مطرح تلويزيون بود اما احساس مي‌كردم در اين رشته مي‌توانم پيشرفت كنم و موفق شوم. تمام سختي‌ها را به جان خريدم.»

غزالي از بازيگراني است كه سرصحنه با اولين يا دومين برداشت، كارش ضبط مي‌شود اما در اين باره اعتقادي به برداشت كم ندارد: «متأسفانه ذهنيت اشتباهي در ميان علاقه‌مندان به بازي و حتي بازيگران وجود دارد و آن هم برداشت كم است. به عقيده من برداشت‌هاي مختلف باعث مي‌شود تا بازيگر با هر برداشت زواياي ديگري از شخصيت را به نمايش بگذارد. اما اين فرهنگ غلط وجود دارد و در سريال اخيرم «رستگاران » با يك برداشت آقاي مقدم راضي بود كه در برخي از صحنه‌ها از او خواهش مي‌كردم تا برداشت ديگري هم داشته باشند تا من بتوانم بيشتر و بهتر ابعاد دروني «محسن» را به نمايش بگذارم.»

 وي پس از تحصيل در رشته ادبيات و علوم انساني، موفق به اخذ مدرك ديپلم شد و براي حضور در دانشگاه در رشته هنر، در دوران پيش دانشگاهي رشته هنر را برگزيد اما نتوانست در دانشگاه ادامه تحصيل دهد و به صورت حرفه‌اي بازيگري در سريال‌ها و فيلم‌ها را دنبال كرد: «معتقدم بايد تجربه را با دانش تئوري براي ايفاي بهتر نقش توام كرد اما به دليل بازي در سريال‌ها و فيلم‌هاي متعدد نتوانستم در دانشگاه تحصيل كنم.

 كتاب‌هاي متعددي در زمينه بازيگري را مطالعه مي‌كنم تا از دانش روز عقب نمانم.» غزالي همزمان با فعاليت‌هاي تصويري، بازي در نمايش‌هاي متعدد را تجربه كرده است: «كارهاي نمايشي بسياري در سالن‌هاي مختلف داشتم. در دوران راهنمايي در رقابت كانون‌ها با بازي در نمايش «خنجر» توانستم مقام اول بازيگري را كسب كنم. جشنواره تئاتر دفاع مقدس با نمايش «زير باران آهني» موفق به كسب رتبه اول بازيگري شدم.»

 وقتي قرار است خاطره خوشي از كارهايش در كانون حر را به خاطر بياورد، خاطرات خوش بازي در نقش قاضي در نمايش «مقصران بي‌گناه» را به ياد مي‌آورد و هنوز برايش بازي در آن نمايش دلچسب و زيبا است: «در آن دوران با هيچ تكنيكي آشنا نبودم و تنها زير نظر مربي تئاتر كار مي‌كردم اما هنوز بازي دراولين نمايش صحنه‌اي‌ام برايم خاطره انگيز و دلچسب است. هميشه به اين فكر مي‌كنم كه اگر در محله ديگري زندگي مي‌كردم چگونه استعدادم در زمينه بازيگري را مي‌شناختم و زمينه رشد آن فراهم مي‌شد.

 حضور در محله آذربايجان و منطقه 11 نقطه عطفي در زندگي من بود زيرا توانستم با كانون حر آشنا شوم و سرنوشتم اين گونه رقم بخورد. اما معتقدم اطلاع‌رساني كانون‌ها و كلاس‌هاي متعدد آنها در سطح مدارس حتي خارج از منطقه بسيار اندك است. من تا قبل از حضور در تئاتر مدرسه و پيشنهاد جواد‌هاشمي هيچ اطلاعي از كانون حر نداشتم. در حالي كه فعاليت‌هاي كانون‌ها بايد در سطح مدارس تبليغ و اطلاع‌رساني شود تا افراد مستعد جذب كانون شوند.»

موهايم را تراشيدم ايفاي نقش «محسن» جواني كه ما تنها او را در شرايطي خاص دنبال مي‌كرديم، برايش با اهميت بود. براي بازي در اين نقش از بازي درسريال «شب هزار و يكم» و تله فيلم منصرف شد: «قبل از آنكه فيلمنامه به صورت كامل نوشته شود، سعيد نعمت‌اله نويسنده رستگاران از شخصيت محسن برايم گفت.

 بدون آن كه بدانم اين نقش به من سپرده خواهد شد، به محسن فكر مي‌كردم و اتودهايي براي رفتارش مي‌زدم. تا زماني كه آقاي مقدم مرا براي بازي در نقش انتخاب كرد.» بزرگ‌ترين تفريح «عباس غزالي» ديدن فيلم و حضور در باشگاه است: «زماني كه مشغول كار نباشم، بزرگ‌ترين تفريحم ديدن فيلم و حضور در باشگاه است و بازي فوتبال با دوستان و رفقا.» غزالي در حال حاضر مشغول بازي در تله فيلم «آخريش مي‌تونه باشه» است و پيشنهاد بازي در تله فيلم‌ها و يك فيلم سينمايي را نيز در برنامه كاري خود دارد. 

نوشته شده در جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 2:32 توسط هنگامه و پگاه| |
دوستای گل سلام..خوبین؟

جشن روز ۵ شنبه "هلال نعمت و احسان" که به مناسبت میلاد امام حسن(ع) بود رو دیدین از شبکه ی ۳ ؟؟خیلی عالی بود . عکس های زیر مربوط به همین جشن با حضور آقای غزالی هستن و متن صحبتی هم که کردن هست .




به نام خدا . من اول از همه سلام عرض می کنم خدمت همه حضار محترم ، مردم عزیزم ، مهربون ، دوست داشتنی و خوبم . خیلی خوشحالم که امشب منو لایق دونستی تو این ایام قشنگ جا داره همینجا ماه مبارک رمضان ، ماه قشنگ ، پربرکت و مهربون خدا رو به همه ی شما تبریک بگم و نماز روزه هاتون قبول باشه . سلام ویژه هم کردم . در خدمت شمام . بله بله ، خب شاید الان حضور ذهن نداشته باشم آقای زندگانی اما من ۱۱ ساله که کار بازیگری رو آغاز کردم .الان ۲۵ سالمه . متولد سال ۱۳۶۳ نیمه ی دوم ، بهمن ماه هستم . خب خیلی علاقه مند بودم . راه و چاهشو نمی دونستم . کسی رو توی این حرفه نداشتم . نمی دونستم چجوری وارد شم . تا اینکه معرفی شدم به کانون فرهنگی تربیتی حر و از همین جا کلاس های بازیگری و تئاتر و نمایش رو شروع کردم و دیگه ما بقیش لطف خدا شامل حال من بوده و هست و باعث شد که من شکوفا بشم و رشد کنم و الان هم در خدمت شما باشم . بله ، من بعد سریال رستگاران خدا رو شکر خدا رو شکر اتفاقات خیلی خوبی برای من افتاد و پیشنهادات متعددی داشتم . منتها خیلی دوست داشتم نقش محسن رو تکرار نکنم و یه مقداری نقشهای متفاوتی رو ...بله بله..مهمه که ...خیی دوست دارم . خب به هر حال هر بازیگری دوست داره نقش های مختلفی رو به عهده بگیره و ایفا کنه اما نقش محسن که توی رستگاران بود خیلی ها می گن منفیه . اما من هر جا نشستم گفتم که نقش محسن اتفاقا کاملا نقش مثبتیه . اگر محسن با پونه خواهرش بد اخلاقی کرد ، عصبانی شد ناراحت شد ، جیغ زد ، واقعا تو موقعیت قرار گرفته بود . پس کاملا خواهرشو دوست داشت و از روی دوست داشتن این کارو کرد . حالا من دوست داشتم توی این پیشنهادات بگردم و نقشی که کمتر شبیه محسن باشه یا اصلا شبیه نباشه رو بگیرمو خودمو توی اون نقش ببینم . و اینکه از بین پیشنهاداتی که داشتم بله و من الانم حالت گریم و صورتمم ببینید از سر صحنه ی همین تله فیلم دارم میام . یه نقش کاملا متفاوت تو یه کار کاملا متفاوت قبول کردم و دارم کار می کنم . امیدوارم که وقتی پخش شد مورد پسند قرار بگیره . من با دفتر تهیه کننده ی محترم آقای شفیعی قبلا سه تله فیلم براشون کار کرده بودم . اگر به ترتیب بگم : پدر کاغذی ، نشانه ها و روز بعد خوشبختی بود که دو تا از اینها نشانه ها و روز بعد خوشبختی نوشته ی سعید نعمت الله و روز بعد خوشبختی کار مشترک هر سه تهیه کننده و نویسنده و خود آقای مقدم بود که افتخار آشنایی باهاشون رو داشتم و کار کرده بودم . و به یه شناختی رسیده بودند و دعوت کردند برای سریال رستگاران و لطف داشتن و نقش محسنو برای من گذاشتن کنار و ماه ها قبل از پیش تولید حتی با نویسنده که صحبت کردم آقای زندگانی و مردم عزیزم گفتن که من یه همچین سریالی قراره بنویسم و یه همچین نقشی دارم که بعد ها شد محسن و از همون موقع خیلی برای من جذاب بود و من حاضر شدم برای این نقش ۶ ماه موهامو بتراشم و کارای مختلفی رو از دست بدم . نتیجشو دیدم ولی نتیجشو مردم عزیز هم دیدن . خدا رو شکر . فوق العاده . یه خواهشی دارم ازتون تو رو خدا تو این ماه قشنگ و مهربون تو اون لحظات که قرار گرفتین تنها بودین با خودش عزیزانتونو دعا کنین و اگر اون گوشش یه ذره یه کوچولو خالی موند عباس غزالی رو فراموش نکین . خیلی ممنون .

این هم متن صحبتشون

همین بود . امیدواریم کسانی که نتونستن ببینن از پست خوششون اومده باشه .

منتظر آپ بعد که راجع به کارهای جدید آقای غزالی هست باشید .

التماس دعا

خدانگهدار! 

نوشته شده در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت 0:40 توسط هنگامه و پگاه| |
سلام دوستای گل...خوبین؟

اول یه خبر داغ داغ آقای غزالی امشب ساعت ۹ به یه برنامه با اجرای آقای امید زندگانی دعوت هستن...

این برنامه ۵ شنبه و جمعه شب ساعت ۱۰:۳۰ از شبکه ی ۳ پخش میشه . حتما ببینید!!!

قرار بود پست هایی داشته باشیم از این به بعد تو وب که شما جواب سوالاتتونو از آقای غزالی بگیرین...

اولین پست جواب سوالاتتون :

نوشین : اینو میدونم که محیط بازیگری خوب نیست مخصوصا سینما!
میدونم که امنیت نداره .سوالم اینه آیا محیط اجرا هم بده؟؟امنیت نداره؟؟مثل بازیگری؟؟

هر کسی نظر و سلیقه و استنباطی داره . و همه جوره می شه بر هر چیز و هر حرفه ای نگاه کرد و برداشت کرد . بستگی به دید و خود آدم داره . و همه جا خوب و بد وجود داره . همه جا باید سعی کنیم خودمون خوب باشیم . همین...!

راضیه :1. با شروع مسابقه وبلاگ نویسی ، فکر میکنین وبلاگ ما توی مسابقه برنده میشه ؟یعنی اگه شما بودین ... انتخابش میکردین ؟؟؟ 2. من از همون بچگی عاشق کار سینما و تلویزیون بود و همیشه آرزو داشتم وارد این حرفه بشم.الآن هم توی کلاس های بازیگری باشگاه خبرنگاران جوان یزد شرکت میکنم.اما به نظر شما ... برای اینکه توی فیلم کارگردانان مطرحی مثل آقای مقدم بتونم شرکت کنم.یعنی برای اینکه اونا کارای منو ببینن باید حتما بیام تهران ؟ یا این کارگردانان به فیلم های استانی هم نگاهی میندازن ؟تا بازی بازیگران جدید رو ارزیابی کنند یا نه ؟

 سلام . بله . بله . به نظر من تو خود تهران هم به بازیگرانه گمنام با استعداد نگاه نمی کنن چه برسه به شهرستان متاسفانه .که من همیشه توی مصاحبم اینو می گم که جاهای دور افتاده و حتی شهرستان ها استعداد های زیادی هستن که باید شکوفا شن . اما به نظرم از طریق دانشگاه می شه به خیلی از این اهداف نزدیک شد . و اینو هم فراموش نکنید که خدا اگه بخواد مریخ هم باشید آقای مقدم که سهله ، اسکورسیزی هم میاد سراغتون . موفق باشید و التماس دعا .

لطیفه : 1- من تو يكي از شهر هاي شمال زندگي مي كنم... امسال كه نشد اما سال بعد ممكنه بيايم تهران...حالا تو اين مدت كه من تو تهرانم ، مي تونم بيام استديوي بوم سفيد... (آْخه واقعا مشتاقم همه تون رو ببينم )2- جشن امور مخاطبان فقط براي ايراني هاي مقيم خارجه ؟؟؟؟؟3- توي فيلم رستگاران گريه كردن براتون سخت نبود ؟؟؟؟؟؟؟؟؟آخه شما كه مي دونيد اين فيلمه !!!چون توي همين قسمت آخر رستگاران خيلي گريه كرديد...

بله . همه مشتاقیم . بله ظاهرا . حرفم بازیگریه و همچنین عشقم و براش مایحتاجشو می خرم ، میگیرم ، می سازم . حالا گریه بخشه که بازیگریه و باید انجامش داد . من می دونم فیلمه ، شما هم می دونید فیلمه . اما من دارم نقش کسی رو ایفا می کنم که تو این حس و حال قرار داره که بار ها و بار ها شاید برای خیلی ها اتفاق افتاده . برای باور پذیریش و تاثیر گذاریش باید همه کار کرد . و هر کاری سختیه خاص خودشو داره . نه . توی قسمت ۴۴ بیشتر گریه کردم . ممنون .

سعیده :یکی اگه بخواد از اول اول اول مجری گری رو شروع کنه چی کار باید بکنه؟

از اول اول اول باید ذوق و استعدادشو داشته باشه حتما . بعد تلاش و تمرین فراوان . و بعد تست مجری گری یا هر چیز دیگری که مد نظر در جایی که مجری یا ... می خوان . خواهش می کنم . منم ممنونم .

نوشین :امروز آقا عباس به خاطر تقدیر از عوامل رستگاران دیر اومدن؟؟و اگه جشن رمضان رفتين خبر بدين...ممنون

 اگه منظورتون بوم سفید بله و مشکل خصوصیه دیگری هم داشتم که دیر رسیدم . حتما خبر می دم . خواهش می کنم .

نوشین :تو فیلم ابی سی دی قسمتی که فوتبال بازی میکردن! اون قسمت که دوربین پا نشون میداد و به ظاهر پای آقا عباس بود! آیا واقعا ایشون بودن یا پای یه نفر دیگه بود بعد دوربین آقا عباس رو نشون داد؟

پای خود من بود . می گم کاپیتان تیم ملی می شدم بعد شما میگید برای اون پلان بدل برام آوردن یا نه ؟! به هر حال ممنون از نظرتون ...

نوشین : آقای غزالی چقدر طول کشید تا مجری بوم سفید بشن؟؟!!

منظورتون منم ؟! اگه منظورتون منم که طول نکشید . دعوت کردن . من پذیرفتم . همین!

مهسا :نماز روزه هاتون قبول..باید بهتون یه خسته نباشید بگم که انقدر انرژی دارین و در نبود کیوان و محسن جاشون رو پر کردین و حالا هم که آقا کیوان اومدن دیگه........همه میگن محسن تصادف کرده تو وب خودشم نوشته اما من نمیخوام باور کنم . میشه از حالش واسمون خبر بیارین

 سلام . از شما هم قبول باشه . مطلع شدم خبرتون می کنم حتما . بای

سوالاتتون همین بود دیگه ؟ اگه کسی سوالی پرسیده بود و جوابشو نگرفته حتما بگه...

و هنر عکس سازی شما...اینم عکسایی که دوستای گلمون زحمتشو کشیدن..اولی از سیمین و سروه ی عزیز و بقیه از نوشین نصیری پرتوی :

 





 اینم عکسای ساخته ی شما...هر کسی عکسی ساخته بود می تونه میل کنه تا بذاریم تو پستایی که از این به بعد قراره داشته باشیم با عنوان هنر عکس سازی شما...

ممنون از همتون

تا آپ بعد خدانگهدار

نوشته شده در چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 17:5 توسط هنگامه و پگاه| |